بالاخره روز موعود رسید و تا ساعاتی دیگر مشخص خواهد شد مردم ایران چه کسی را انتخاب کرده اند. امیدوارم نتیجه در نهایت دقت و صداقت اعلام شود و حق به حق دار برسد. ![]()
و زندگی همچنان ادامه دارد ... ![]()
![]()
امروز توی اداره مسئول خوابگاه دوران دانشجوئی را که تازه صاحب بچه شده بود دیدم. کلی خاطرات برایم زنده شد. خودش هم دانشجو بود و به عنوان کار دانشجوئی این کار را انجام می داد. می گفت کار فعلی اش در اهواز است و ...
امروز باران را دیدم. برای ما سوال شده که به کی شبیه خواهد بود (من یا مادرش) مثل من چشمانش سبز خواهد بود یا مثل مادرش قهوه ای و ...
نکته مهم این است نسبت به دختر خاله هم سنش تا به حال خیلی نجیب تر و آرام تر بوده است. از این لحاظ به خودم رفته! ![]()
۲- شاهد کوچ دو دوست از وبلاگشان بوده ام ولی نمی دانم فلسفه نامهای جدیدشان چیست که به "سفید" ختم می شود؟
۳- سعادتی داشتم تا امروز صبح سخنان گهربار جناب آقای فرج ا... سلحشور را از شبکه ۴ سیما گوش بدهم. چشمتان روز بد نبیند! ![]()
ما همگی خوبیم. ممنون از لطف همه دوستان. تخت و کمد نقره ای و صورتی - پرده صورتی خوش رنگ - اسباب بازی های رنگارنگ - فرش صورتی و ... حال و هوای ما را کاملا دخترانه و شاد کرده است. ![]()
باورتان میشه؟ من در کمتر از یک ماه دیگه بابا میشم ... ![]()
دیروز با چند تا از کارمندان قراردادی محل کارم صحبت می کردم : می گفتند اگر ما به موسوی رای بدهیم ما را مدیر می کند؟ در حقوق و شرایط ما که تغییری حاصل نمی شود. البته که نمی شود! پس همه مثل هم هستند!!! لطفا جوابهای منطقی تان را برایم بفرستید تا با زبان خوش قانعشان کنم. ![]()