تبليغاتX
حرفهای آزاد

حرفهای آزاد

نقل قول

دنبال نوشتن مطلب برای وبلاگ می گشتم. اتهام قلابی بودن مدرک لیسانس ... را دیدم و ناراحت شدم. با دیدن مطلب زیبای کتایون بهتر دیدم از حق خودم بگذرم.

http://daysofourlives.blogfa.com/post-229.aspx

+ نوشته شده در  87/10/30ساعت 22:33  توسط آزاد  | 

اسم

ممنون از همتون برای نظرهائی که داده اید و خواهید داد. به علت اهمیت نام هر پست اشارتی به آن خواهم کرد :

۰- دکتر سید احمد سیادتی ، پدر معاصر طب اطفال ایران ،دار فانی را وداع گفت.

۱- خوشبختانه یا متاسفانه فامیلی من مشکل است و سخت تلفظ می شود. به همین دلیل اسم باید حتی الامکان ساده باشد.

۲- از دید ثبت احوال هر اسمی جایز نیست و موانعی وجود دارد.

۳- اشاراتی به نظر رئیس کرده بودید. جار زدن زن ذلیلی هم جدیدا مد شده ؟


یک تجربه برای مجردها : زجرآور ترین کار یک مرد بردن اشغال دم در است.

+ نوشته شده در  87/10/29ساعت 19:37  توسط آزاد  | 

آستانه تحمل

قبول دارید گاهی باید زد به سیم آخر :

یکی از همکاران امروز دور برداشته بود و به عملکرد من اعتراض داشت. من هم حقش را کف دستش گذاشتم و حسابی توی جمع بهش توپیدم. آخه چقدر مراعات و مدارا ...

یکی از سایتها را می دیدم. در مورد دعوت از آقای ... برای شرکت در انتخابات. به خودم گفتم چرا من از دوستانم برای اسمی زیبا برای دخترم کمک نگیرم. بسم ا... 

+ نوشته شده در  87/10/28ساعت 21:0  توسط آزاد  | 

سی سی یو - گاز پیک نیکی

رفتن و آمدن های طولانی ام دیگه ناجور شده و موجب شرمساری ...

0- چندین روز پیش رفتیم عیادت یک مریض قلبی و بستری مثلا در بخش سی سی یو !؟؟؟ بله باور کنید آنجا مریض های بینوا باید در حالی نذار و اکسیژن به دهن به ملاقات کنندگان ادای احترام می کردند. گفتم نمی روم. فرمودند نمی شود. گله می کنند ! رفتم و 120 ثانیه بعد آمدم بیرون. چرا ؟ چون 10 نفر مریض مادر مرده را می فرستادند قبرستان !؟؟

1-   توی اتوبوس شرکت (به قول رئیسمان) بسیار محترم واحد نشسته بودم که دیدم اول صبحی راننده سایپا (وانت) برای گرم شدن از یک پیک نیکی روشن با شعله های بلند استفاده کرده است. باور کنید دلم می خواست بزنمش! نه برای خودش بلکه برای مادر مرده هائی که در تصادف با او خواهند مرد.  

2-   به واسطه کارم باید از زن و شوهر تواما اثر انگشت می گرفتم. شوهر انگشت مبارک را تقدیم کرد. نوبت به زن رسید. بچه را با یک دست گرفت و با دست دیگه اثر انگشت داد. به شوهره اعتراض کردم: چرا به زنش در گرفتن نوزاد کمک نمی کند ! گفت : ما رسم نداریم. از الان بچه را بغل کنیم پر رو می شود و ما رسم نداریم !؟!؟!؟!؟!؟

3-   ماشاء ا... مگه بجه می ذاره ! بابا دارم ماشین می خرم ...

4-   و اما غزه عزیز : خدایا ... (می گویند دعا در خلوت گیرا تر است.)


توضیح ضروری : چون می دانم می پرسید چرا از صفر شروع کرده ام. عرض می کنم اتفاقی بوده. به دلیل کپی از وبلاگ به ورد و بالعکس !

 

+ نوشته شده در  87/10/27ساعت 22:42  توسط آزاد  | 

دختره

سلام به همه رفقای گل و گلاب خودم. قوربون معرفت همتون. رخصت

۱- داغ ترین خبر : به احتمال ۷۰ درصد دختردار خواهم شد. هوراااااااااااا  (نقل از دکتر).

۲- بالاخره گوشت یخ زده خارجی که روی آن هم نوشته بود (گوشت حلال) دریافت شد.  باور کنید مسئول پخش گوشت روز تحویل بغلم کرد و گفت : خدا شکر بالاخره از دستت راحت شدم !!!

۳- بر اساس - چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است - به عرض می رسانم : بر اساس لایحه تحول اقتصادی کلیه افزایش های حقوق شاغلین (سالیانه - برنامه چهارم توسعه - لایحه خدمات کشوری) متوقف خواهد شد. فاتحه

۴- گاها می بینم بعضی از دوستان وقتی زورشان به طرف مربوطه - هر چیز و هر کس - نمی رسد دق دلشان را روی وبلاگ مادر مرده خودشان پیاده می کنند. دیگر نمی نویسند. وبلاگ منفجر می کنند و ... آی هوار نوشتن و قلم به دست گرفتن حتی در دنیای مجازی هم حرمت دارد و نفس ماندن و نوشتن و با مشکلات جنگیدن خودش زندگی است ...

+ نوشته شده در  87/10/19ساعت 23:48  توسط آزاد  | 

ساعت 45و15

امروز ساعت ۴۵و۱۵ وقتی منشی آموزشگاه کامپیوتری ... تلفنی اعلام کرد که کلاس ۱۶ تا ۱۸ تشکیل نمی شود. از ته دل هورا کشیدم و فکر می کنم مدتها بود آنقدر خوشحال نشده بودم. نهار را نوش جان کردم و مثل خرس () خوابیدم. وای چقدر حال داد ...

امروز صبح وقتی عکس ناراحت کننده صفحه اول روزنامه جام جم را دیدم :

اول حالم بد شد. بعدا فکر کردم خدایا اینان چندین سال است که با هم در حال مبارزه هستند ؟ چقدر از همدیگر تلفات گرفته اند ؟ آیا راهی انسانی تر از موشک پراکنی ندارند ؟ آیا در حالی که تا جند سال دیگر روبات های انسان نما جای ما را پر خواهند کرد نمی توان برای این مرض لاعلاج راهی پیدا کرد ؟ ...

 

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 18:40  توسط آزاد  | 

زلزله و معاون کلانتر

الان شبکه اول فیلم ۲۸و۵ را پخش کرد. چه بهتر یادی کنیم از همه آنانی که در راه نجات انسانها جان و مال خود را فدا کرده اند. روح و روانشان شاد ...


دیشب مهمانی بود. دو تا خانواده جوان و همسطح. جای همتون خالی. خیلی خوش گذشت. نکته این که بخش عظیمی از حرفهای مردونه ما را ( مسکن - گرانی - تورم - لایحه خدمات کشوری - ... ) تشکیل می داد. سر آخر بر اثر اعتراض خانمها وارد بحث یوزارسیف و تیم ملی شدیم !


امروز سیمای کودکان کارتون معاون کلانتر را پخش کرد. واقعا یاد آن روزها به خیر. حداقل کمتر به فکر مشکلات زندگی بودیم و بزرگترین مشکل زندگی مان درس و مشقمان بود و تکالیفی که باید انجامشان میدادیم. بهترین تفریح هم دیدن کارتون های مورد علاقه . یادش به خیر ...

+ نوشته شده در  87/10/06ساعت 17:19  توسط آزاد  | 

حرکت

سخنان انیشتین را جائی - از یک نرم افزار قفل شکسته  - می خواندم :

زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کرد.

+ نوشته شده در  87/10/05ساعت 16:57  توسط آزاد  | 

خدایا ما لیاقت نداریم یا ...

خدایا از شر این سرعت مزخرف اینترنت ایران باید به کجا پناه برد؟

آمین

امروز رفتیم مجلس ختم دائی دوستم : ۶ سال در ترکیه منتظر پذیرش توسط یکی از کشور های اروپایی بوده است. زن و بچه اش می روند ولی خودش هنگام ورود قاچاق به ایتالیا در دریا غرق می شود.

کات

 

+ نوشته شده در  87/10/03ساعت 21:34  توسط آزاد  |