۱- ممنون از این همه ابراز لطف و محبت. یه کم دیگه باید صبر کنید ...
۲- شب یلداتون مبارک. شب یلدای بعدی ۳ نفره خواهیم بود ... 
۳- امروز سوتی دادم حسابی :
محل جدید کارم نزدیک محل کار یکی از دوستان خانوادگی مان است. چند وقت پیش پدر و مادرش با رنو کوبیدند به یک تیر چراغ برق ! یک سمند با سرعت از پشت به آنها زده بود و ...
پدرش در دم جان سپرد و مادر به حالت اغما رفت. به هوش آمد و ...
امروز صبح رفت داخل مغازه پسرش و گفتم حال مادرت چطور است ؟ گفت دیروز سومش بود و فوت کرده است. یخ کردم (شانس آوردم قبلا قرص فشارم را خورده بودم
).
+ نوشته شده در
87/09/30ساعت 22:37  توسط آزاد
|
۱- به دنبال وعده جدید تبدیل مرغ سبد کالای ماه مبارک زمضان به گوشت یخ زده اعلام می کنم هنوز هیچ گوشت و مرغی دریافت نشده است. با تشکر
۲- وقتی کفش هایم را نگاه می کردم احساس می کردم در حقشان ظلم کرده ام و هنوز فواید بیشمار آن را درک نکرده ام. واکسشان کردم و برای روز مبادا ...
۳- از حال و هوای بابا شدن پرسیده بودید. عالی است رویایی است. اولین بار که شنیدم دارم بابا می شم حسابی گریه کردم. راستی به نظر شما عضو جدید خانواده ما دختر خواهد بود یا پسر؟ (تا ۱۵ آذر فرصت دارید جواب دهید!)
ببخشید : ۱۵دی صحیح است! 

+ نوشته شده در
87/09/29ساعت 10:4  توسط آزاد
|
33 روز دوری واقعا سخت بود : سلام ... 
صداقت همیشه دلجسبه :
1- قبض کمر شکن و یک طرفه شدن تلفن. 
2- دارم بابا می شم. هورا. 
3- خوب خوبید شما ! 
وزیر راه و ترابری گفت: "اگر قرار است نتیجه حمل و نقل جاده ای در ایران به وجود آمدن این همه کشت و کشتار جاده ای باشد همان بهتر که از شتر استفاده کنیم."
+ نوشته شده در
87/09/27ساعت 13:22  توسط آزاد
|