رفتنم نزدیک شده ...
وقتی ۴ سال با یک عده انسان مثل خودت دو پا - که در سایر مشخصاتشان با تو از زمین تا آسمان فرق می کنند ولی به زور در کنار همدیگر قرار گرفته اید - در یک محیط به نام محیط کاری می مانی می جنگی کار میکنی شاد می شوی غمگین می شوی قبول کنید که جدائی سخت خواهد بود.
تنها و تنها خوشحالیم این است که می توانم آبرومندانه دوباره به این محیط بر گردم. حداقل پشت سرم بد و بیراه نخواهند گفت.
جای همتون خالیه می خواهم عکس های یادگاری خوبی بگیرم. از همه حلالیت بطلبم و ...
+ نوشته شده در
87/04/31ساعت 1:4  توسط آزاد
|
با آدم هائی که از زمین و زمان شاکی هستند برخورد داشته اید؟ (سوهان روح)
خانواده ای در برخورد با دو فرزند خوشبین و بد بین خود از راهنمائی یک دوست بهره می گیرند. برای بچه بدبین یک قطار برقی بسیار پیشرفته می خرند و برای بچه خوشبین فقط مقداری پهن.
وقتی بچه ها هدایای خود را باز می کنند : بچه بدبین می گوید : حتما قطار کار نمی کند. بچه خوشبین می گوید : هورا ! حتما این اطراف الاغ است که می توانم سوارش بشوم.
ارتباط پهن را با بازی تدارکاتی لغو شده تیم ملی ایران با مصر را تشریح فرمائید (75/2 نمره).
+ نوشته شده در
87/04/30ساعت 0:56  توسط آزاد
|
عزیزانم قطعا عذاداری و آه و فغان ما آن بزرگ مرد را باز نمی گرداند ولی حداقل کمی سبکبال خواهیم شد. روحش شاد ...


راستی وقت آن نرسیده که همه رسانه ها به بزرگانی توجه کنند که تا چندی دیگر در میان ما نخواهند بود و پس از مرگشان غمگین نبودنشان خواهیم بود ؟
+ نوشته شده در
87/04/29ساعت 20:30  توسط آزاد
رفت و آمد های من طولانی شده و دلیل آن هم هجوم ناجوانمردانه مهمانهای عزیزی است که از راه دور و به دلایل کاملا متفاوت قدم روی چشم من گذاشته اند و کلبه 40 متری من را که یک اتاق آن به دلیل چیدن وسایل قابل استفاده نیست مزین نموده اند !
راستی یک خبر سوخته ولی جالب به همتون بدم : کارم درست شد. دارم از تهران می روم. بای ...
نکته آخر : وقتی سری به وبلاگ دوستان زدم. خیلی ها دیگه فرصت به روز کردن وبلاگهایشان را حتی به بیش از ده روز رسانده اند. متاسفم که زندگی روزمره ما را از این ارتباط زیبا و سالم اینقدر دور کرده که تنها فرصت ابراز عقایدمان را به کارهای دیگرمان می دهیم. لطفا نگذارید سایر مشغله ها این خوب را از ما بگیرد. لطفا ...
+ نوشته شده در
87/04/28ساعت 12:23  توسط آزاد
|
این روز ها مردن هم خرج داره و خیلی هم خرج داره ...
طرف می میرد ...
1- چای و قند + دستمال کاغدی + شربت + خرما + حلوا + گردو + لیوان یکبار مصرف + یخ = پذیرائی اولیه.
2- برنج + گوشت یا مرغ + سایر ملزومات = نهار و شام برای نزدیکانی که منزل متوفی هستند.
3- چاپ آگاهی ترحیم.
4- چاپ اعلامیه ترحیم در روزنامه.
5- تهیه پلاکارد.
6- رزرو مسجد برای مراسم ختم.
7- تهیه اتوبوس برای انتقال نزدیکان متوفی به بهشت زهرا و برگرداندن آنها.
8- مذاکره با رستوران برای ارائه یک نهار آبرومند به مهمانها.
9- تهیه قبر مناسب برای مرحوم.
10- و هزاران هزینه ریز و درشت دیگر که واقعا کمر شکن است.
آیا واقعا دوستان و نزدیکان متوفی نمی توانند به نحوی دیگر در مراسم حضور پیدا کنند که موجب خانه حرابی صاحب خانه و صاحب عزا نشود ؟ آیا تهیه اتوبوس کولر دار و شربت بهتر دادن موجب شادی آن مرحوم میشود؟ آیا اگر در رستوران به مهمانها نهار داده نشود از شان و شخصیت مرحوم کاسته خواهد شد ؟ آیا ...
این فرهنگ نادرست کی و توسط چه کسی باید اصلاح شود ؟
+ نوشته شده در
87/04/20ساعت 17:41  توسط آزاد
|
نوشتن ...
چند روز گذشته برای من همراه با حضور چندین مهمان خوانده و ناخوانده بود. همه برای بدرقه بود. اولی برای ادامه زندگی البته در فضا و مکانی دور. دومی برای خداحافظی با زندگی و سفر به ...
همش میخوام مثبت فکر کنم :
1- با حذف فوق العاده مخصوص در حکم پرسنلی جدیدم حقوقم کاهش پیدا کرده است.
2- خاله خانم بنده دوباره به سوئد برگشت.
3- شوهر دختر عموم با 50 سال سن ، زن جوان و دو دخترش را تنها گذاشت و رفت ...
4- کار انتقال محل خدمتم از تهران به شهرستان فعلا اندر خم یک کوچه است.
5- برنامه مثلث شیشه ای دیگر پخش نخواهد شد.
6- قطعی برق همچنان ادامه دارد.
7- شناور کولر آبی خونه خراب شد.
8- کرایه تاکسی گران شده است.
9- آلودگی هوای تهران + گرما + ترافیک = جنون.
10- دخالت حکیمانه آقای علی آبادی در ورزش کشور.
+ نوشته شده در
87/04/19ساعت 22:55  توسط آزاد
|
جمعه ساعت ۱۲ خانه خودم (جنوب شهر!) :
خبر دادند یکی از فامیل به دلیل ناراحتی قلبی در بیمارستان طالقانی (ولنجک) بستری است. و همچنین گفتند ساعت ملاقات ۱۴ تا ۱۶ می باشد.
جمعه ساعت ۱۴ مقابل بیمارستان طالقانی :
مردم جلوی در ازدحام کرده اند. روی دیوار بیمارستان کنار درب ورودی اعلام فرموده اند که وقت ملاقات ۱۵ تا ۱۷ می باشد. یک ساعت علافی و ...
جمعه ساعت ۳۰و۱۴ جلوی همان بیمارستان :
مردم کاری کردند که کلانتری آمد و در را برای مردم باز کرد.
جمعه ساعت ۱۵ داخل بخش قلب :
تازه فامیل اصلی از راه رسیدند. نیم ساعت بعد از ما (فامیل درجه چندم).
جمعه ساعت ۱۵ تا ۳۰و۱۵ همان بخش همان بیمارستان :
آب پرتقال - شیرینی - گیلاس - سیب درختی درجه یک - ... (بترکی هی!)
جمعه ۴۵و۱۵ جلوی همان بیمارستان :
پای پیاده گز کردیم تا سر چمران و ...
جدا از آدم گرما زده چیز بیشتری انتظار داشتید؟ ممنون
+ نوشته شده در
87/04/08ساعت 23:53  توسط آزاد
|
مطلب فوتبال ۳ را باید بگذاریم برای فینال و به قول غیر فوتبالی های : دیگه بسه
گوش شیطان کر. روم به دیوار. گلاب به روتون. چند روزه بی برقی نداشته ایم ولی در عوض در خواب احساس گناه می کنم که دارم برق اضافی مصرف می کنم ... 

+ نوشته شده در
87/04/07ساعت 10:18  توسط آزاد
|
و جنین است رسم فوتبال : آلمان برد ...
احتمالا روسیه برای کمک به آرایشگاه های اسپانیا امشب بازی راخواهد برد ! 
+ نوشته شده در
87/04/06ساعت 10:48  توسط آزاد
|