تبليغاتX
حرفهای آزاد

حرفهای آزاد

1/4/88

من ساعت ۱۰/۹ صبح بابا شدم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط آزاد  | 

---------------

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط آزاد  | 

کات

ایستگاه آخر :

بالاخره روز موعود رسید و تا ساعاتی دیگر مشخص خواهد شد مردم ایران چه کسی را انتخاب کرده اند. امیدوارم نتیجه در نهایت دقت و صداقت اعلام شود و حق به حق دار برسد.

و زندگی همچنان ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/22ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط آزاد  | 

اندکی صبر سحر نزدیک است ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/18ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط آزاد  | 

متوسط

مناظره امشب را دیدم. انتظار حضور بسیار کوبنده تری را از موسوی داشتم. کسی که سابقه ۸ سال نخست وزیری را پشت سر دارد باید بسیار موفق تر می بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط آزاد  | 

چهارشنبه شبکه 3 ---> 30و22

کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه ...

امروز توی اداره مسئول خوابگاه دوران دانشجوئی را که تازه صاحب بچه شده بود دیدم. کلی خاطرات برایم زنده شد. خودش هم دانشجو بود و به عنوان کار دانشجوئی این کار را انجام می داد. می گفت کار فعلی اش در اهواز است و ...

 


امروز باران را دیدم. برای ما سوال شده که به کی شبیه خواهد بود (من یا مادرش) مثل من چشمانش سبز خواهد بود یا مثل مادرش قهوه ای و ...  نکته مهم این است نسبت به دختر خاله هم سنش تا به حال خیلی نجیب تر و آرام تر بوده است. از این لحاظ به خودم رفته!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط آزاد  | 

امان از این خرداد

۱- امروز صبح رفتم چهلم پدر خانم صاحب خانه ام. باور کنید با صرف این همه هزینه می توان به چند خانواده فقیر کمک کرد و شادی و طراوت به خانه بی فروغ آنها بخشید. این چنین کارهائی را از کجا باید شروع کرد ؟

۲- شاهد کوچ دو دوست از وبلاگشان بوده ام ولی نمی دانم فلسفه نامهای جدیدشان چیست که به "سفید" ختم می شود؟

۳- سعادتی داشتم تا امروز صبح سخنان گهربار جناب آقای فرج ا... سلحشور را از شبکه ۴ سیما گوش بدهم. چشمتان روز بد نبیند!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/08ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط آزاد  | 

سبز نوشت

سلام و هزاران سلام ...

ما همگی خوبیم. ممنون از لطف همه دوستان. تخت و کمد نقره ای و صورتی - پرده صورتی خوش رنگ - اسباب بازی های رنگارنگ - فرش صورتی و ... حال و هوای ما را کاملا دخترانه و شاد کرده است.

باورتان میشه؟ من در کمتر از یک ماه دیگه بابا میشم ...


دیروز با چند تا از کارمندان قراردادی محل کارم صحبت می کردم : می گفتند اگر ما به موسوی رای بدهیم ما را مدیر می کند؟ در حقوق و شرایط ما که تغییری حاصل نمی شود. البته که نمی شود! پس همه مثل هم هستند!!! لطفا جوابهای منطقی تان را برایم بفرستید تا با زبان خوش قانعشان کنم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/07ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط آزاد  | 

قلعه نویی

۱- خدا وکیلی مردم از این همه باد تند و گرد و غبار ... خدایا بسه!

۲- صاحب خانه مشغول سنگ کاری ساختمان است. تصور کنید تازه خسته و کوفته از سر کار بر گشته اید که استاد کار عزیز دستور برش یک تکه سنگ ناقابل را می دهد و صدای گوش خراش سنگ و ...

۳- به همه سرباز های عزیز به خاطر کم شدن مدت سربازی تبریک عرض میکنم.

۴- جونم براتون بگه که خرج بچه خیلی زیاده مواظب باشید !؟؟

۵- جناب آقای ضرغامی من تعهد محضری خواهم داد که در انتخابات به عنوان یک وظیفه ملی و میهنی و دینی و شرعی و عقلایی و منطقی و انسانی و ... شرکت کنم. ترو خدا بسه!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط آزاد  | 

معلم

روز معلم را به همه معلم های عزیز به خصوص پدر بزرگوارم تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط آزاد  |